نبوده بود-ات با بود-ام یکجا،
دیرهنگامی.
حال دگر یاد-ات،
بیش ز بود-ات،
نابود میکند نابودههایم.
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
گذشتْ سالی بآشناییِ چشمانام با تو.
چو همه برایستادنهات بر رویام،
بر میگیرمْشان از چشمهات،
تا هم ندانی، آنچ بایست بدانی؛
و هم زآتششان،
چشمهام به خیسیِ لبهات،
کنم خاموش.
سایهات پناگاه کنمشان،
که ضجههاشان به غرقیِ لبانت، نیاگاهتات.
آنجا کز هر زمانی ست آشکارتر،
برون و فروشدهگیهایِ شهوانیت.
که سایهات کم مباد زین خاک.
میبندمشان که سستی مکند لغزشی آغاز.
چو همه روزانِ سالِ پیش،
باز تو نیستی چو بازشان میکنم.
آواز مخوان ای مرد...
سرد-سپیدهدمی ست،
مردمان از هر سوی آمده شادان،
و پرسوکان آمدنِ بهار را پرواز کنند.
زرین پرتویِ مهرِ دادگر،
بر زرینپیچههایِ تبرزینِ دژخیم.
آغازیدینی ست در پیش، آوازهخوان.
پایانام بیاغاز.
تباه شده... همه چیز...
پیشِ رویام
سرزمینهایِ فراخی ست، لیک...
همه در آتش سوخته.
باغ و بستان و مرغزاران... همه سوخته.
کجا توان روزگارْ سپردن درین سیاهی؟
روزگار؟ شبی را هم به صبح نتوان رساندن...
***
تبرزینی پولادین آرزویم هست و دژخیمی سخت.
دریغا کآن هم یافت نشود...
چه همه چیز در آتش سوخته.